خرید بک لینک

درباره سایت

0062

امکانات وب

دیشب برگشت,بعد از کار و بنظرم دیرتر از حالت عادی

اما برام مهم نبود کی رسیدنش

اتفاقا همین که نبود حس خوبی بود

وقتی ام که برگشت خیلی عادی و بیخیال حرفای زشت شب قبلش

من ظاهرا باهاش حرف میزدم اما ته قلبم باهاش قهر بودم

قبل خواب یکم خوشمزه بازی در آورد که من اصلا بهش اعتنا نکردم اونم رو سرسنگینیش وایستاد و با فاصله از من خوابید

صبح نون تازه خرید و رفت سرکار

یه زندگی با یه چرخه ی بشدت مزخرف و تهی از عشق

کاش تموم شه این زندگی نکبتی با مرگ یکیمون

خسته م...روحم بشدت خسته س

برچسب: نویسنده: ایلیا محمدپور تاريخ: پنجشنبه 11 آبان 1396 ساعت: 0:27

صفحه بندی