خیلی وقیح شده. وقیح تر از هر زمانی
دیگه نه برای اشتباهاتش عذر مبخواد و نه ذره ای سعی میکنه با زبون بی زبونی عذرخواهی کنه تا از دلم در بیاره
اندازه ی یه سگ برام ارزش نداشت و اینروزا اندازه ی گوه سگ هم نیس ارزشش برام
کاش میمرد
کاش برمیگشتم به روزای که نبود و با وجود نحسش رنگ گوه نپاشیده بود به کل زندگیم
تا سرحد مرگ ازش متنفرم
کاش میشد امشب هممون بمیریم,با یه مرگ راحت مثل نشت گاز و به خواب رفتن ابدی
دلم نمیخواد مرگ دردناک داشته باشم
یا اصلا کاش میشد فقط اون بمیره اما من نه! تا بتونم زندگی کنم و لذت ببرم از بقیه ی روزای عمرم
از اون روزی که وارد زندگیم شد من هبچ لذتی از زندگیم نبردم
کاش تموم میشد اینروزای کوفتی در کنارش
خداااااااا تورو جون خودت بشنو صدامو خداااااااااااا
برچسب:
نویسنده: ایلیا محمدپور